التماس ساعت... - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 11:58
طبق معمول،راس ساعتِ هفت،كنجِ كافه ي هميشگي نشسته بودم...عطري آشنا،سرم را از روي ميز بلند كردبدنم را بي حس كردتمام موهاي تنم به احترامش ايستادند...عطري كه بعد از خودش،هر جا به مشامم ميرسيد،مرا كيلومتره
شاید... - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 11:58
u200eخودم را قانع ميكنمu200eكه شايد نميخواندu200eكه شايد به گوشش نميرسدu200eكه شايد مردمِ شهر خبردارش نميكنندu200eاز حجمِ دلتنگى امu200eمگر ميشود يكنفر جان دادنَت را ببيند،u200eبداند مخاطبِ تمامِ شعرهايش هستى وu200eسراغَت را نگيرد؟!
کاش خبر خوبی بیاید... - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 11:58
کاش خبرهایِ خوبسر زده از راه میرسیدند ...دستِمان را میگرفتند و میبردند جاییکه نه غم باشد نه دوری ...نه دلتنگی باشد نه فاصله ...نه تنفری باشد نه بیزاری ...نه ترسِ از دست دادنی باشدنه ناتوانیِ فراموش کر
سراغم را بگیر... - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 11:58
سراغم را بگیرکه دلم برای شنیدنِ صدای توو شنیدنِ اسمم از زبان توتنگ شدهبا من حرف بزناز حالت از روزمرِگی هایتاصلا از خبرهایِ روز بگواما بگواما باش ...که بدونِ توچیزی شبیه زندگی ؛تویِ گلویم گیر می کند !
دوست دارم... - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 11:58
دوست دارم به یاد بیاورمروزهایی را که دوستم داشتیو هر شبآن قدر عاشق به خواب می رفتمکه صدای بال فرشتگان را می شنیدمدلم شبی را می خواهد که به دلم بیافتدصبح دوباره ترا خواهم دید...
زندگی من بعد از تو... - تاریخ: 1397/10/12 ساعت: 13:14
هر شب خيال ميكنم دارمَت...كنارِ خودم...برايت چاى ميريزم وشروع ميكنم از روزمرگى هايم سخن گفتنهر روزچشم باز ميكنمچاىِ يخ كرده ات را سر ميكشمو با نداشتنت خيلى منطقى كنار مى آيماين زندگىِ منِ بعد از توست
لعنت به پیغامهای بی جواب... - تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 23:10
حرفمان كه ميشد،استرس تمامِ وجودم را فرا ميگرفت...نكند از دستش بدهم؟نكند من بمانم و كوهى از خاطره؟نكند منى كه بعدِ عمرى دل باختم،بشكند دلم!نكند تمامِ دو نفره هايمان را با ديگرى تكرار كند؟تماس هايم بى پ
یلدا و دل تنها... - تاریخ: 1397/9/29 ساعت: 19:59
موی تو باشد وشب را به درازا بکشدوای اگر کار من و عشق به یلدا , بکشدمی شود خوبترین قسمت دنیا با توگر که توفیق شود یک شب یلدا , باتوبا تو ای خوبترین خاطره ی رویاییای که عمر تو الهی بشود یلداییحیف شد نیستی ا
این روزهای من... - تاریخ: 1397/9/29 ساعت: 19:59
همان اولوجودم را به خودَش گره زدگفت تا وقتى "تو" باشى،"من" هم هستمو اين جمله آنقدر شيرين بود كه اصلاً متوجهِ رفتنش نشدمو اين جمله آنقدر شيرين بودكه به وقتِ نبودنش،آنجاكه هجوم تنهايى،حوصله ام را از قلم
یلدای بی تو... - تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 2:57
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود... این همه رنگ قشنگ از کف دنیا برود... هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد... دل تنها به چه شوقی پی یلدا برود...؟؟؟
رفتی... - تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 1:06
رفتنِ تو از آن دسته رفتن ها بودكه آدمى تمامِ تلاشش را ميكندبه زمين و زمان چنگ ميزندكه باورش نكند...كه هر روز تكه اى از خاطراتت را بردارد وبنشيند گوشه اى خلوت،پشت كند به تمامِ آدمها،قهر كند با تمامِ شل
دوستت دارم مهربانم...همیشه.... - تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 1:06
دیگر مرا به معجزه دعوت نمی کنی با من ز درد حادثه صحبت نمی کنی دیریست پشت پنجره ماندم که رد شوی اما تو مدتی ست اجابت نمی کنی دلی که داده ای به من از یاد برده ای گفتی ز باغ پنجره هجرت نمی کنی بیمار عشق
اینقدر دست نیافتنی نباش مهربونم... - تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 1:06
مهم ترين اتفاقاتِ زندگى همبه وقتش اگر اتفاق نيفتدمزه اش را از دست ميدهد!مثلاً همين من "تو" رادرست در همين لحظهدر همين حالدر همين فصل كنارِ همين روزهاى كسل كننده ام ميخواهممى دانى؛ آمدنتسالها بعد هم اگ
پاییز و آذر - تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 1:06
دو قدم مانده که پاییز, به یغما بروداین همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد......دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟گله هارابگذار!ناله هارابس کن!روزگارگوش ندارد که تو هی ش
تو... - تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 1:06
بوسه های تو تسکینم می دهد خوابی شیرین که در انتظار تعبیرش نبودی،بارانیکه دانه ، دانه تمیز می شود و روی گونه ی من می نشیند ،کاسه ای از صدف که فرشتگان پاک کرده اند تا از لبخندت پر شود اینجایی تو در آتش
خاصیت عشق... - تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 1:06
بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايی من بزرگ است.و تنهايی من شبيخون حجم تو را پيشبينی نمیكرد.و خاصيت عشق اين است. #سهراب_سپهری
بیا و پاییزم را پر از عاشقی کن... - تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 1:06
ترس ت را زمين بگذار ودستانت را در دستانم!غرور را كنار بگذار و شانه هايت را كنارِ شانه هايم!حيفِ تقويم است،يك پاييز ديگر را هم ورق بخورد و هيچ تاريخى را به اسم خودمان ثبت نكرده باشيم!باور كنهوايش جان م
یک عاشقانه ی آرام - تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 1:06
تو وقتی می بینی که من افسرده ام نباید بگذری، سکوت کنی، یا فقط همدردی کنی!بنا کننده ی شادی های من باش!مگر چقدر وقت داریم؟#یک_ عاشقانه,_ آرام, #نادر_ابراهیمی
Last seen a long time ago... - تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 1:06
گاهي تمامِ دار و ندارت ميشود مرور خاطراتخواندن پيغامهاي خاك خوردهيادآوري قول و قرارهاي به نتيجه نرسيدهمن رسيدم نگران نباش هايي كه ديگر اهميت نداردلبخند زدن به كلماتي كه فقط خودتان معنيشان را ميفهميديد
کاش... - تاریخ: 1396/11/19 ساعت: 20:34
کاش اینجا بودی...همین کنار خودم...و من یادم میرفت که....خسته ام!خرابم!ویرانم!+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۶ساعت 19:17&nbsp توسط ...  |  Let's block ads! (Why?)